از وقفههای آبخوری و کرنرهای برونسو تا جهش شدید نرخ گل در هر بازی
معمولاً میتوان استدلال کرد که شناسایی گرایههای هر جام جهانی با گذر تنها یک هفته، کار عجولانهای است.
اما این تابستان شبیه به هیچ دورهٔ دیگری شبیه نیست. افزایش تعداد تیمهای حاضر به ۴۸ عدد به این معناست که تقابلها، کنشها و دادههای بیشتری در اختیار ما قرار میگیرند تا در آنها کنکاش کنیم. با برگزاری ۲۴ دیدار در دور نخست مرحلهٔ گروهی، بیش از یکسوم کل دیدارهای انجامشده در نسخههای پیشین جام جهانی را تماشا کردهایم.
شاید بهتر باشد که آنها را به جای «الگو»، تحت عنوان «تغییرات ناگهانی» تعریف کنیم؛ در هر صورت، دفترچهٔ دادهها و تاکتیکها باز میشود و مشاهداتی که پس از نخستین مرحلهٔ رقابتها توجه همگان را به خود جلب کرده، تحلیل میشوند.
آیا وقفههای آبخوری تکانه (مومنتوم) و ریتم بازی را از بین میبرند؟
هر قدر هم که از روی دادن آن بهراسید و یا آن را ناخوشایند بدانید، وقفههای آبخوری فیفا در هر صورت اجرا میشوند.
این وقفههای سه دقیقهای که با صدایی رسا از بلندگوها اعلام میگردند، در ظاهر به منظور خنکسازی بدن بازیکنان در نظر گرفته شدهاند؛ اما در عمل، یکی از جنجالیترین موضوعات مورد مناقشهٔ جام جهانی محسوب میشوند.
از منظر تاکتیکی، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این وقفهها منجر به توقف شتاب و مومنتوم تیمهای مسلط بر بازی شده و ریتم طبیعی بازی را دگرگون میکند.
تعریف مومنتوم در فوتبال، کار دشواری است. معمولاً آن را ترکیب پیچیدهای از سلطه بر زمین، فشار بیوقفه و خلق موقعیت گلزنی توصیف میکنند. با بهرهگیری از نمودارهای جریان بازی، برای این آمار ذهنی فرمولی دقیق تعیین شده و سپس قابل اندازهگیری میشود.
این نمودارها، «تهدید مورد انتظار» (تغییر احتمال گلزنی با هر پاس یا همان xT) را با «گلهای مورد انتظار» (xG) در بازههای ۳ دقیقهای ترکیب کردهاند تا تیم چیره بر بازی را مشخص کنند. برای امتناع از اثر نامتعادلکنندهٔ یک موقعیت بزرگ، حداکثر مقدار xG در هر موقعیت، ۰٫۲ در نظر گرفته میشود.
نمونهٔ ارائهشده در ادامه، بازتابی از جریان مسابقه در پیروزی استرالیا با نتیجه ۲ بر ۰ مقابل ترکیه است. هر ۲ گل استرالیا بلافاصله پس از وقفههای آبخوری به ثمر رسیدهاند؛ علیالخصوص گل دوم که پس از بازهای درازمدت از تسلط ترکیهایها بر بازی، دقیقاً در پی این وقفه حاصل شد.

کوراسائو میتواند خود را دیگر تیم مغموم بداند. نخستین وقفهٔ آبخوری در مصافشان با آلمان، دقیقاً در لحظهای رخ داد که بازی را به تساوی کشانده و همزمان غولهای آلمانی را تحت فشار گذاشته بودند. با این حال، با در نظر داشتن تسلط قاطع و بیچونوچرای ژرمنها بر بازی، سخت است که گمان کنیم در شرایط عادی، قرار نبوده که آلمان بار دیگر افسار بازی را در دستان خود بگیرد.

فارغ از چند نمونهٔ گزینشی، اثبات اینکه وقفههای آبخوری، با الگویی ثابت، چیزی فراتر از نوسانات طبیعی و ذاتی فوتبال را تغییر میدهند، تقریباً غیرممکن است. وقتی که ۱۰ دقیقهٔ قبل و بعد از وقفه را بررسی کنیم، درمییابیم که تنها در ۱۴ مورد از ۴۸ وقفه، مومنتوم از یک تیم به تیم دیگر منتقل شدهاست.
ذرهبین را از هر زاویهای روی دادهها قرار بدهیم، حاصل تغییر خاصی نمیکند. بر اساس شاخص گل مورد انتظار (xG)، ۱۸ مرتبه مومنتوم عوض شده و بر اساس لمس توپ در یکسوم تهاجمی زمین، تنها ۹ بار.
تساوی ۱-۱ برزیل و مراکش، یکی از تنها ۴ دیداری بود که بر اساس هر ۳ معیار، یک جابهجایی مومنتوم کامل رخ داد. شاخصها نشان از آن داشتند که پیش از نخستین وقفهٔ آبخوری، برزیل تیم مسلط بر بازی بود و پس از آن، مراکش برتری یافتهاست. با این حال، آنچه آمار روایت میکند، در تضاد با ریتم و جریان واقعی بازی است؛ چراکه مراکش درست پیش از وقفهٔ آبخوری به گل دست یافت و برزیل بلافاصله پس از آن، بازی را به تساوی کشاند.
اگرچه ممکن است بر اساس مشاهدات بصری، نظری متفاوت وجود داشته باشد؛ اما دستکم از منظر آماری، وقفههای آبخوری همچنان به عنوان یک موضوع مبهم باقی ماندهاند.

وقفههای آبخوری، جریان دیدارهای جام جهانی را به ۴ بخش تقسیم کردهاند / GettyImages
بازآوری ظرافت به ضربات کرنر؛ پرتابهای اوت بلند بازگشتهاند
برای آنهایی که اغلب لیگ برتر انگلستان را دنبال میکنند، کرنرها در مرحلهٔ ابتدایی جام جهانی، ظاهر جذاب و زیبندهای به خود گرفتهاند.
نحوهٔ آغاز مجدد بازیها در این رقابت، نسبت به فوتبال انگلستان، شباهت کمتری به درگیریهای تنبهتن دارد. در جام جهانی، تعداد بازیکنان حاضر در محوطهٔ جریمهٔ حریف کمتر است و افراد بیشتری به جای تمرکز بر روی رقابت فیزیکی و کشمکش با حریفان، بر روی خود توپ متمرکز هستند.
در فصل ۲۶-۲۰۲۵ لیگ برتر انگلستان، با هدف ایجاد حداکثر آشفتگی ممکن میان بازیکنان حریف، ۷۰ درصد کرنرها به صورت درونرو (inswinging) ارسال شدند؛ این آمار نسبت به فصول گذشته، درخور توجه بود. از سوی دیگر، در هفتهٔ نخست جام جهانی، تنها ۵۱ درصد کرنرها درونرو بودهاند و تنوع قابلتوجهی در نحوهٔ به جریان انداختن بازی دیده میشود.
وقفههای آبخوری، جریان دیدارهای جام جهانی را به ۴ بخش تقسیم کردهاند / GettyImages

همانطور که در نگارهٔ بالا مشخص است، کرنرهای کوتاه نیز بهوفور استفاده شدهاند. برخی تیمها ترجیح میدهند بازی را سریعتر به جریان بیندازند؛ در حالی که برخی دیگر با طراحی حرکات از پیش برنامهریزیشده، تلاش در کشاندن حریف به سمت خود و ایجاد فضا دارند.
با نگاهی به گلهایی که در پی کرنر به ثمر رسیدهاند، مخصوصاً گلهای کانادا و آلمان، درمییابیم که پوشش دفاعی حریفان بسیار مبتدیانهتر بودهاست. این پوشش معمولاً ترکیبی از دفاع منطقهای (Zonal) و نفربهنفر (Man-to-Man) بوده و بازیکنان بهراحتی از یارگیر حریف جدا شدند و فضایی آزاد برای اقدام به شوتزنی کسب کردهاند.
شاید این مسئله، ناشی از ماهیت فوتبال ملی باشد. در فوتبال ملی، نقشها و مسئولیتها به اندازهٔ تیمهای باشگاهی، در بازیکنان نهادینه نمیشود.
ضربات شروع مجدد همواره بخش مهمی از رقابتهای بزرگ به شمار میآیند. با این وجود، دیدن تنوع خوب قدیمی در توپهای مرده، بسیار دلنشین است. این تنوع چیزی متفاوت از زرقوبرقهای خستهکنندهٔ تکراریای است که دنبالکنندگا لیگ برتر انگلستان به آن عادت کردهاند.
اما صبر کنید، هنوز حرفهایی برای گفتن باقی ماندهاند! اثر لیگ برتر انگلستان کاملاً محو نشدهاست. بسیاری از تیمها از روش قدیمی اما هنوز کارآمد پرتابهای بلند به درون محوطهٔ جریمه استفاده میکنند.
در پی هفتهٔ نخست رقابتها، ۱۷ درصد از پرتابهای انجامشده در یکسوم دفاعی حریف به داخل محوطهٔ جریمه وارد شدهاند. این آمار، نسبت به جام جهانی ۲۰۲۲ با ۱۰ درصد و سال ۲۰۱۸ با ۱۱ درصد، افزایش چشمگیری را نشان میدهد.
کانادا، تحت هدایت جسی مارش، بزرگترین طرفدار این روش بوده و در نخستین بازی خود، بهتنهایی ۷ پرتاب بلند داشتهاست. جمهوری چک و تونس نیز بیشترین بهره را بردهاند و هر کدام یک گل را از پرتابهای بلند به ثمر رساندهاند.
شاید برخی بهکارگیری این تاکتیک در بزرگترین صحنهٔ ورزشی جهان را دست بیندازند؛ اما تا وقتی خود آن را امتحان نکردهاید، بهتر است قضاوت نکنید!
اشتباه در فاز بازیسازی و هزینهٔ سنگین آن برای تیمهای بازندهٔ احتمالی
به نظر میرسد که گل نخست جام جهانی، زمانی که اسففلو سیتوله در لبهٔ محوطهٔ جریمهٔ خودی توپ را لو داد، یک روال نحس را آغاز کردهاست.
این اشتباه، نخستین مورد از ۴۰ اشتباه منجر به شوت پس از دور نخست مرحلهٔ گروهی رقابتها بود؛ رقمی که تقریباً دو برابر تعداد کل اشتباهات مشابه در طول جام جهانی ۲۰۲۲ قطر است.
سیتوله در دیدار افتتاحیهٔ جام جهانی، توسط دروازهبان تیمش در مخمصه افتاد. پاس کوتاه رونون ویلیامز به او، به مکزیک فرصتی برای اعمال پرس داد. البته اسففلو تنها هافبک نگهدارنده (Holding) نبود که توپ از زیر پایش ربوده شد؛ الیاس صخیری از تونس، با تعلل زیاد به ویکتور یوکرش مجال گلزنی داد و لئاندرو باکونا، کاپیتان تیم ملی کوراسائو، نیز در جریان بازیسازی گل هفتم آلمان، از پشت مورد تکل قرار گرفت.

به نظر میرسد برخی از تیمهای ضعیفتر در این رقابت، با اعتمادبهنفس بیش از حد به بازیسازی از عقب زمین روی آوردهاند. تنها چهار تیم از میان ۴۸ تیم در بازی نخست خود کمتر از ۵۰ پاس کوتاه در نیمهٔ خودی ارسال کردهاند. تیمهایی مانند پاراگوئه و زلاند نو حتی ۲ برابر این تعداد پاس کوتاه ثبت کردهاند.
اجرای درست این برنامه میتواند به تیمهای بازندهٔ احتمالی در برابر فشار بیوقفهٔ حریف یاری برساند. کیپورد در جریان تساوی متحیرکنندهٔ ۰-۰ مقابل اسپانیا با پاسکاری سریع و دقیق در نواحی دفاعی عملکردی تحسینبرانگیز داشت. شبکهٔ پاس این تیم، ارتباط قوی و هماهنگ میان چهار مدافع را نشان میدهد.

با توجه به حضور مهاجمان نیرومند، چابک و بیرحم نظیر یوکرش، کای هاورتس و ارلینگ هالند در تیمهای مدعی، ضروری است که این پاسهای پرخطر و فرارهای جسورانه با دقت کامل و برنامهریزی دقیق ارسال شوند.
سیلی از جنس گل
جام جهانی ۲۰۲۶ شروع فوقالعادهای داشت. با میانگین ۳٫۱ گل در هر بازی، این رقابت در مسیر تبدیل شدن پرگلترین جام جهانی در ۶۸ سال اخیر قرار دارد. گرچه هنوز فقط یک دور از مرحلهٔ گروهی تمام شده و این آمار میتواند با کاهش یا افزایش مواجه شود. بنابراین هنوز زود است که ادعا شود این «بهترین جام جهانی تاریخ» است. (البته که هیچچیز نمیتواند سد راه آنچه جانی اینفانتینو میخواهد بگوید، شود).

بهجز پیروزی ۷ بر ۱ آلمان برابر کوراسائو، نگرانیها دربارهٔ اینکه افزایش تعداد تیمها به ۴۸ تیم باعث بازیهای یکطرفه و تورم گلها شود، بیدلیل بودهاند. در عوض، جام جهانی پر از دیدارهای هیجانانگیز رقابتی شده و ستارگان بزرگ فوتبال نیز بسیار کمنقص ظاهر شدهاند. هالند، امباپه و هری کین هر کدام در دور اول رقابتها دو گل زدهاند و لیونل مسی نیز با ثبت هتتریک، به مجموعه لحظات جادویی خود در جام جهانی، لحظهای دیگر افزودهاست.

هری کین یکی از ستارههایی است که جام جهانی را با فرم خوبی آغاز کردهاند / Getty Images
تنوع، چاشنی و لازمهٔ زندگی (فاز بدون توپ) است
با توجه به شرایط اقلیمی حاد تابستانی امسال در سه کشور ایالات متحدهٔ آمریکا، کانادا و مکزیک، منطقی نیست که انتظار بازیای با شدت فوتبال اروپا را داشته باشیم.
مخصوصاً در لیگ برتر انگلستان، رواج رویکرد یارگیری نفربهنفر مسبب آن شده که تیمها بعد ازدستدادن مالکیت توپ، بهراحتی آرایش تاکتیکی خود را تغییر داده و در برخی مقاطع رویکرد تهاجمیتری اتخاذ کنند.
این موضوع تا به امروز کمتر رایج بودهاست. بیشتر تیمها از آرایشهای ساختارمند و منسجم منطقهای در فاز دفاعی استفاده کردهاند. یکی از نمایشهای تحسینبرانگیز متعلق به ژاپنی بود که با آرایش ۱-۴-۵ در پایینبست (لوبلاک)، وینگبکها همراه با هافبک نزدیک خود جلو میرفتند و انجامدهندگان فرارهای تهاجمی حریف را تعقیب میکردند.
نمونهٔ دیگر، عملکرد عالی کیپورد مقابل اسپانیا بود. این تیم با بست ۱-۴-۵ به ندرت فضای بهرهبرداری برای حریف خالی میگذاشت و با تنها ۱ خطا در کل بازی، ۱ امتیاز را از آن خود کرد.
ساختار زونال (منطقهای) بلژیک نیز در قطع مسیر تغذیهٔ مهرههای خطرساز مصر بسیار کارآمد ظاهر شد؛ جایی که محمد صلاح و عمر مرموش زوج خط حملهٔ فراعنه را شکل میدادند.
برای قطع کامل این مسیرها، تیم تحت هدایت رودي گارسیا با آرایش ۴-۲-۴، پیشروی توپ از فضای میان خطوط را محدود ساخت و مصر را به ارسال پاسهای بلند موربی واداشت که به آسانی قطع میشدند.

البته این به آن معنا نیست که همهٔ تیمها با احتیاط صرف و با ساختار دفاع منطقهای بازی کردهاند. دو نمونهٔ برجسته از پرس از بالای نفربهنفر، در تقابل سنگال مقابل فرانسه و شکست عراق مقابل نروژ مشاهده شد.
طبعاً این رویکرد در تمام لحظات بازی اعمال نشده و حفظ آن برای ۹۰ دقیقه کامل غیرممکن است؛ اما نشاندهندهٔ آمادگی چند تیم ملی برای بالا بردن خط دفاعی در مواقع نیاز است.
آشکار شدن تأثیر تعویضها روی بازی
هنوز برای صحبت از یک الگوی کلی بسیار زود است؛ اما در مراحل ابتدایی رقابتها، تأثیر تعویضها با ویژگیهای جالبی همراه شدهاست.
همهٔ تیمها از نیاز به هشیاری پس از هر وقفهٔ آبخوری آگاهند؛ اما برخی از آنها هنگام ورود بازیکن جدید به زمین، دقت خود را به اندازهٔ گذشته حفظ نکردهاند. در این میان، دو بازدهی آنی، توجه را به خود جلب میکنند.
نخستین مورد مربوط به ماتیاس سوانبَرْیْ از سوئد بود که بیش از ۱۸ ثانیه از ورود به زمین نگذشته بود که پایش به گلزنی باز شد. این گل، دومین گل سریع بازیکنان تعویضی در تاریخ جام جهانی به شمار میآید؛ پس از ریچارد مورالس از اروگوئه که در سال ۲۰۰۲، ۱۶ ثانیه پس از ورود به میدان مقابل سنگال گلزنی کرد. روملو لوکاکو از بلژیک در همان روز به این جمع پیوست. از نظر فنی – یا بهتر بگوییم، در حقیقت – نام لوکاکو به عنوان زنندهٔ گل ثبت نشد؛ اما فرار او نقش کلیدیای داشت و محمد هانی از مصر را وادار کرد که توپ را به اشتباه وارد دروازهٔ خودی کند؛ آن هم تنها ۲۲ ثانیه پس از ورود به میدان

تعویضها در جام جهانی ۲۰۲۶ نقش مهمی ایفا کردهاند / Getty Images
با طولانیتر کردن این مدت زمان، کایل لارین از کانادا تنها ۳ دقیقه پس از ورود به میدان، گل تساوی تیمش مقابل بوسنی و هرزگوین را به ثمر رساند. از میان ۱۳ گلزن از میان بازیکنان تعویضی، ۲ نفر گل پیروزیبخش را زدهاند؛ او هیونگیو از کرهٔ جنوبی و آماد دیالو از ساحل عاج؛ گلهایی که برای تیمهایشان سه امتیاز کامل را به ارمغان آورد.
این آمار بار دیگر نشان از اهمیت عمق ترکیبها در فوتبال ملی دارد و مراحل اولیهٔ این رقابت، این واقعیت را بیش از پیش برجسته کردهاند.