مهم، آموختن بازی است. ما همه دانشجویان این بازی هستیم – روی کین

It’s all about learning the game. I think we’re all students of the game – Roy Keane
چگونه فوتبال مدرن در حال تبدیل­ شدن به یک بازی پیش­‌بینی‌­پذیر است؟

*مواضع نویسندگان مقاله‌های تحلیلی لزوما موضع وبسایت باشگاه دانشجویان فوتبال نیست.

چندی پیش استفانو پیولی پیشنهاد داد برای افزایش جذابیت فوتبال، در قوانین آن تغییراتی صورت گیرد. مجریان پروژه‌ی سوپرلیگ نیز هدف اصلی ایجاد این لیگ را داشتن یک تورنمنت جذاب‌تر می‌دانند. آنچه آشکار می‌شود این است که به‌نظر می‌رسد در چند سال اخیر از جذابیت فوتبال کاسته شده است. و ریشه‌ی این معضل را باید در تبدیل شدن فوتبال به یکی از بزرگترین تجارت‌های جهان جست. اگرچه تبدیل فوتبال به تجارت، به گسترش هر چه بیشتر آن در جهان کمک کرد و مانع از تکرار تراژدی‌های هیسل و هیلزبورو شد، اما از طرف دیگر فوتبال را به مصائبی نیز دچار کرد که به کاهش جذابیت آن منجر شده‌اند. در این رشته مقاله به برشماری این مصائب خواهیم پرداخت.
در مقاله‌ی اول، بررسی خواهیم کرد که چگونه تزریق بیش از حد پول به فوتبال، مشخصه‌ی برجسته‌اش، یعنی غیرقابل‌پیش‌بینی بودن آن را کاهش داده است.

 

پیش­‌بینی می­‌شد انگلیس روز آرامی را در ورزشگاه ایندپیندسیای شهر بلو هوریزونته­ سپری کند. انگلیسی‌­ها که به «پادشاهان فوتبال» شهرت داشتند و یکی از مدعیان اصلی قهرمانی جام جهانی 1950 محسوب می­‌شدند، باید به مصاف آمریکایی می‌­رفتند که از یک سری بازیکن پاره‌­وقت – از ظرف­شور گرفته تا پستچی – تشکیل شده بود. تعجب‌­برانگیز نبود که این بازیِ قابل‌پیش­‌بینی تنها 10 هزار تماشاگر را به ورزشگاه بکشاند. اما تنها 38 دقیقه بعد از آغاز مسابقه، یکی از بزرگترین شگفتی‌­های تاریخ جام جهانی رقم خورد؛ آمریکا با یک گل پیش افتاد. این اتفاق آنقدر غیرمنتظره بود که در پی پخش ­شدنِ خبرش در شهر، جمعیت به سمت ورزشگاه سرازیر شد و زمانی­که بازی با پیروزی 0-1 آمریکایی‌­ها به­ پایان رسید، بیش از 40 هزار نفر در ورزشگاه حضور داشتند! این شکست برای انگلیسی‌­ها آنقدر باورناپذیر بود که بعضی از مطبوعات این کشور با تصور اینکه نتیجه‌­ی 0-1 به سود آمریکا، به اشتباه مخابره شده است، آن را 1-10 به نفع انگلیس گزارش کردند. این نتیجه، احتمالاً اولین شگفتی بزرگِ ثبت­‌شده در تاریخ فوتبال است و البته استعاره­‌ای از کلید محبوبیت این ورزش، یعنی پیش‌­بینی‌­ناپذیر ­بودن آن.

فوتبال، ورزشی است که همه را غافلگیر می‌­کند و به همین دلیل تا این اندازه جذاب است؛ در سال ۲۰۰۴، لاکرونیا موفق می‌­شود میلان، مدافع عنوان قهرمانی، را از دور لیگ قهرمانان اروپا کنار بزند، آن هم در حالی که بازی رفت را در سن‌سیرو چهار بر یک واگذار کرده بود و پورتو قهرمان جام باشگاه‌­های اروپا می­‌شود و یونان جام ملت­‌های اروپا را فتح می­‌کند؛ رئال زاراگوزا در سال ۲۰۰۶ رئال مادریدِ متشکل از بهترین ستاره‌­های جهان را با نتیجه‌ی ۶ بر یک شکست می­‌دهد و ولفسبورگ در فصل 9-2008 برای اولین ­بار فاتح بوندسلیگا می­شود. اکنون اما، مطالعات نشان می­‌دهند که فوتبال در حال تبدیل ­شدن به یک ورزش پیش­‌بینی‌­پذیر است – حداقل در بالاترین سطح باشگاهی فوتبال اروپا. بنا بر اعلام مؤسسه­‌ی دیلویت (یکی از چهار مؤسسه‌­ی بزرگ حسابرسی جهان) در حال حاضر، «نتایج درون زمین به شدت تحت تأثیر منابع مالی موجود هستند». در واقع هر چه باشگاهی ثروتمندتر باشد، احتمال پیروزی و قهرمانی‌­اش بیشتر است، زیرا تمرکز پول باعث تمرکز کیفیت و در نتیجه موفقیت می­‌شود. از این­ رو، دیگر پیش‌­بینی نتایج فوتبال کار سختی نیست، چرا که احتمال برد و قهرمانی تیم‌­های ثروتمندتر به مراتب بیشتر است. پیروزی باشگاه‌های بزرگ از زمان‌­های بسیار قدیم مرسوم بوده است؛ اما حالا گروه کوچکی از باشگاه­‌های فوق‌ثروتمند اروپایی به سطحی رسیده­‌اند که نسبت به همیشه با گل‌­های بیشتری پیروز میدان می‌شوند و رکوردهای بیشتری را می‌­شکنند. پس بی‌­دلیل نیست که فصل به فصل، شاهد شکسته ­شدن رکوردهای تاریخی بسیاری هستیم. پشت سر گذاشتن بسیاری از این رکوردها برای چندین دهه غیرممکن به ­نظر می­‌رسید، اما حالا همه‌­ی آنها تقریباً در یک دهه‌­ی گذشته شکسته شده‌­اند، آن هم توسط ثروتمندترین باشگاه­ها؛ مانند کسب:

  • دومین سه­‌گانه‌­ی اسپانیایی
  • اولین سه­‌گانه­‌ی آلمانی
  • اولین سه­‌گانه‌ی داخلی انگلیس
  • سه سه‌­گانه‌­ی داخلی فرانسه طی چهار سال
  • ثبت رکورد سه قهرمانی متوالی لیگ قهرمانان اروپا در طول 42 سال اخیر
  • اولین فصل 100 امتیازی در اسپانیا، ایتالیا و انگلیس
  • فصل­‌های بدون شکست در ایتالیا، پرتغال، اسکاتلند و 7 لیگ اروپایی دیگر
  • 13 لیگ از 54 لیگ اروپا، در حال حاضر دارای طولانی‌­ترین دوره­‌ی فرمانروایی یک باشگاه هستند.

 

رامون کالدرون، رئیس سابق باشگاه رئال مادرید، در مصاحبه با ایندیپندنت اصرار داشت که فوتبال همیشه همین­ گونه بوده است. اما در حقیقت فوتبال هیچ ­وقت این­طور نبوده است. باز شدن درهای فوتبال به روی ابرسرمایه‌­داریِ کنترل­‌نشده، نوعی نابرابری مالی بین باشگاه‌­ها ایجاد کرده که در حال از بین ­بردن رگ حیات فوتبال، یعنی پیش‌­بینی‌­ناپذیری آن است. در پژوهش اخیری که در مجله‌ی Royal Society Open Science منتشر شده، با تجزیه و تحلیل 26 سال مسابقات فوتبال در 11 لیگ اروپایی (۸۸،۰۰۰ بازی فوتبال)، نشان داده شده که با گذشت سال‌­ها، تیم‌­های قوی‌تر بیشتر از قبل، رقبای ضعیف­‌تر خود را شکست می‌دهند و این نابرابری روزافزون بین تیم‌­ها در زمین مسابقه، از نابرابری اقتصادی نشأت می­‌گیرد. در واقع طبق یک چرخه، تیم‌های قوی­­‌تر، بازی­‌های بیشتری را برنده می­‌شوند و ثروت بیشتری به ­دست می‌­آورند، سپس بازیکنان بهتری می­‌خرند و نسبت به قبل، بازی­‌های بیشتری را می‌­برند.

همان­طور که یوهان کرویف فقید گفت، فوتبال بازی اشتباهات است. و در این­جا است که غیرقابل­‌پیش‌­بینی­ بودن آن نهفته است – همان عنصری که تحت تأثیر سرمایه­‌داری در حال از بین رفتن است. یک گروه 11 تیمی از باشگاه­‌های بسیار قدرتمند اروپا که یوفا آن­ها را «جهانی­‌ترین» توصیف می­‌کند، اکنون به جایی رسیده‌­اند که احتمال اشتباه ­کردن‌شان کم و کمتر می­‌شود. از همین­‌ رو، این تیم­‌های ثروتمند نه تنها قهرمان می‌­شوند، بلکه با پیروزی­‌ها و امتیازات بیشتری عناوین را فتح می­‌کنند. آنها حتی با تعداد گل‌­­های بیشتری برنده می­‌شوند؛ سیتی با نتیجه­‌ی 0-8 واتفورد را شکست می‌­دهد و بایرن با نتیجه­‌ی 1-6 از سد وردربرمن و ماینتس عبور می­‌کند. این قبیل شکست­‌ها قبلاً بسیار نادر بودند، حتی نتیجه­‌ی 0-5 هم نسبتاً غیرمعمول بود. در حال حاضر چهار باشگاه ثروتمند انگلیس، در بیش از بیست درصد از بازی‌­های خود با به ثمر رساندن سه گل یا بیشتر برنده می‌­شوند، در حالی­که در دهه‌­ی ۹۰ میلادی، این رقم کمی بیش از ۱۲/۶ درصد بود. این در مورد باشگاه­‌های بارسلونا و رئال مادرید نیز با درصد بیشتری برقرار است. در دهه‌ی ۹۰ این رقم برای آنها ۲۰/۵ درصد بود و اکنون ۳۷/۸ درصد است.

درست است که می­‌بینیم تیمی مثل لستر سیتی می­‌تواند در عین ناباوری، غول‌­های لیگ برتر را کنار بزند و قهرمان شود یا تیم گمنام شریف مولداوی موفق می­‌شود رئال مادرید را شکست دهد، اما انکار این وضعیت بغرنج با استناد به چنین مثال‌­هایی و یا حتی اشاره به افول تیم‌­هایی مانند آرسنال یا منچستر یونایتد، مانند کتمان گرمایش جهانی زمین، به­ دلیل داشتن روزهای سرد در طول سال است. واقعیت تلخ این است که فوتبال اروپا در سه یا دو دهه‌­ی گذشته و یا حتی یک دهه­‌ی گذشته، پیش‌­بینی‌­پذیرتر شده است. ممکن است فوتبال انگلیس در دهه­‌ی 2000 تا 2010 تغییر محسوسی را نشان ندهد، اما اگر روی فصول 2017 تا 2019 تمرکز کنیم، درمی‌­یابیم که متوسط امتیاز قهرمانی به ۹۶/۷ افزایش یافته است. به­ طور کلی، میانگین امتیاز کسب­‌شده توسط قهرمانان پنج لیگ اصلی اروپا نسبت به قبل روند صعودی داشته است. در برخی از لیگ­‌ها تقریباً غیرممکن است که تیم دیگری قهرمان شود؛ بایرن مونیخ قبل از این دوره­‌ی سلطنت بر لیگ آلمان، هرگز بیش از سه قهرمانی متوالی بوندسلیگا را کسب نکرده بود، اما حالا در آستانه‌­ی دهمین قهرمانی پیاپی خود قرار دارد. یوونتوس نیز در سری آ به رکورد 9 قهرمانی متوالی دست یافت. دیناموزاگرب در کرواسی 15 عنوان قهرمانی از 16 عنوان اخیر را کسب کرده و دانداک موفق شده است 5 عنوان قهرمانی از 6 عنوان لیگ برتر ایرلند بین فصول 2014 تا 2019 را به ­دست آورد. بررسی بوندسلیگای اتریش- جایی ­که سالزبورگ 8 قهرمانی پیاپی را تجربه کرده است – و یا لیگ آندورا – جایی که قهرمانی لیگ برتر در انحصار دو تیم است – عمق فاجعه را بیشتر نشان می­‌دهد. پیش از این، هرگز چنین شرایطی حاکم نبوده است که 13 لیگ از 54 لیگ اروپایی، چنین سلطه‌ی یک‌جانبه‌ای را تجربه کنند.

یکی از فاکتورهای اصلی این نابرابری در زمین فوتبال، دستمزد بازیکنان است. به ­طور کلی رابطه­‌ی بین دستمزد بازیکنان و جایگاه تیم در پایان لیگ، مستقیم و مثبت است. مطالعات مکرر استفان شیمانسکی و تیم کویپرز، که در کتاب «برنده­‌ها و بازنده‌­ها: استراتژی تجارت در فوتبال» مورد بحث قرار گرفته‌­اند، نشان می‌­دهد که اختلاف دستمزد (جدا از هزینه­‌ی خالص انتقال)، بیشتر از هر عامل دیگری نتایج را شرطی می‌­کند. فران سوریانو، مدیرعامل و مدیر اجرایی باشگاه منچستر سیتی، در کتاب خود به نام «توپ تصادفی وارد دروازه نمی­‌شود»، می­‌نویسد: «خرید گران‌­ترین بازیکنان، خود به خود نتایج ورزشی خوبی به همراه ندارد؛ آنچه نتایج خوب را رغم می‌زند، این است که بهترین بازیکنان را در تیم خود داشته باشید و دستمزدی را که شایسته­‌شان است، به آنها بپردازید». این چیزی است که تفاوت بزرگ را ایجاد می‌­کند. چنان که نیکولا کورتز، مدیر اجرایی سابق باشگاه ساوتهمپتون، می­‌گوید من پول خرید بازیکنان را داشتم، اما پول نگه‌­داشتن‌شان را نه. این معضلِ اکثر تیم­های در حالِ رشدِ لیگ برتر است، زیرا حق پخش تلویزیونی تنها هزینه‌­ی بالای نقل و انتقالات را تأمین می­‌کند و نه دستمزد بازیکنان را. در فصل 93-1992 (یعنی اولین دوره‌­­ای که سطح اول فوتبال انگلیس با عنوان لیگ برتر برگزار شد)، دستمزد پرداختی توسط ثروتمندترین باشگاه لیگ برتر، ۲/۸۵ برابر فقیرترین تیم بود، اما در فصل 2019-2018 این رقم به ۴/۷ رسیده است. در اسپانیا این رقم ۱۷/۲ برابر و در برخی از لیگ‌های متوسط مانند سوئیس بیش از 20 برابر است. طبق آخرین آمار، ۵۱/۳ درصد از کل دستمزدهای پرداختی لیگ برتر متعلق به 6 تیم بزرگ لیگ جزیره است و همین­ جا است که برد و باخت­‌ها در زمین مسابقه رقم می­‌خورد – ممکن است برخی به استانداردهای بالای مربیانی چون کلوپ و گواردیولا اشاره کنند، اما باید توجه داشت که خود آنها نیز دستمزد بالایی دریافت می‌کنند و بخشی از همین چرخه هستند. دشواری راه­یابی به رقابت‌­های لیگ قهرمانان اروپا، شاهد دیگری از این نابرابری­­‌ها است؛ در دهه‌­های ۶۰ و ۷۰ میلادی، برای 15 تیم از لیگ برتر انگلستان این احتمال وجود داشت که با کسب یک جایگاه مناسب در جدول، به لیگ قهرمانان اروپا راه یابند؛ حال آنکه در دهه­‌های ۸۰ و ۹۰،  این عدد به 13 تنزل پیدا کرد و  از سال 2010 تا 2019 تنها 7 تیم توانسته‌­اند به این تورنمنت صعود کنند- سایر لیگ‌­های بزرگ نیز داستان مشابهی را روایت می­‌کنند.

عامل تأثیرگذار دیگر در ایجاد نابرابری موجود بین باشگاه‌­ها، جوایز لیگ قهرمانان اروپا است. تنها حضور در مرحله‌­ی گروهی فصل 2020-2019 لیگ قهرمانان اروپا، برای هر تیم راه‌­یافته ۱۵/۲۵ میلیون یورو درآمد داشت و جایزه‌­ی رسیدن به فینال نیز رقم بالای ۶۲/۲۵ میلیون یورو بود (فارغ از بسیاری جوایز مرتبط به آن) و این شکاف مالی بین باشگاه‌­ها را افزایش می­‌دهد، زیرا جوایز لیگ قهرمانان به ­نوعی به جیب تیم­‌های ثروتمندتر هر لیگ سرازیر گشته و باعث انباشت هر چه بیشتر ثروت توسط آنها و کسب نتایج بهتر می‌­شود. بدیهی است که تأثیر این اتفاق بر لیگ‌­های کوچکتر چشمگیرتر است، چرا که کسب سهمیه‌­ی اروپا و ثروت به ­دست آمده از آن می­‌تواند تسلط تیم بر لیگ داخلی خود را تضمین کند. علاوه ­بر این، واضح است که هر بازیکنی دوست دارد در چنین رقابتی حضور داشته باشد و از این­ رو تیم‌­های کوچکی که نمی­‌توانند به این تورنمنت راه یابند، به ­راحتی ستاره‌­های خود را از دست می­‌دهند؛ خروج لوکاکو از اورتون مثالی بارز برای این استدلال است. گذشته از این­ها، محبوبیت و درآمد زیاد لیگ قهرمانان اروپا، یک حداقل آستانه­‌ی مالی برای حضور در آن را ایجاد کرده است که به تغییر زیست بسیاری از باشگاه‌­ها منجر شده است. ناگفته نماند که به­ دنبال افزایش ثروت ابرباشگاه‌­ها، حد نصاب امتیاز برای صعود به لیگ قهرمانان نیز افزایش یافته است.

شکل‌­گیری وضعیت موجود از دهه‌­ی ۸۰ میلادی آغاز شد. در این دوره­، فوتبال به ­سختی در حال تبدیل به یک  تجارت سودآور بود. قرارداد تلوزیونی لیگ برتر انگلیس در سال 1982، ۵/۲ میلیون پوند ارزش داشت که کل بخش بین‌­المللی آن – که از کشورهای اسکاندیناوی به ­دست می‌­آمد – تنها 50 هزار پوند بود. اما توزیع آن به ­صورتی بود که درآمد تلویزیونی ثروتمندترین باشگاه لیگ برتر، کمتر از سه برابر فقیرترین باشگاه بود و بدین ترتیب در آن دوره دو تن از پردرآمدترین بازیکنان انگلیس، مایکل رابینسون و استیو فاستر، در برایتون بازی می­‌کردند. در واقع فوتبال صنعت بسیار کوچکی بود که نمی­‌توانست چیزی شبیه نابرابری­‌های فعلی را از خود نشان دهد و در وضعیت دموکراتیک‌­تری به سر می­‌برد؛ به ­طوری­که در آن دوره 13 باشگاه در انگلیس و 12 باشگاه در اسپانیا، قادر بودند رتبه‌­های اول تا چهارم لیگ داخلی خود را کسب کنند و تیم‌­هایی مثل استون ویلا، استوا بخارست، پی­اس­وی آیندهوون و ستاره سرخ بلگراد می­‌توانستند فاتح اروپا شوند. اما در حال حاضر، همان­طور که دیوید گلدبلات در کتاب فوق­‌العاده‌­ی خود به نام «عصر فوتبال» می‌گوید، این ورزش در اروپا نسبت به صنعت نشر و سینمای قاره، درآمد بیشتری دارد. مجموع حق پخش تلویزیونی لیگ برتر در دوره‌­ی 2022-2019، ۸/۴ میلیارد پوند ارزش دارد. مجموع جوایز لیگ قهرمانان اروپا نیز تا پایان فصل 19-2018 به ارزش ۲/۰۴ میلیارد یورو رسید بود – که نسبت به 10 سال قبل از آن، 583 میلیون یورو رشد کرده است. باید به این موضوع نیز اشاره کرد که تیم‌­های بزرگتر سهم بسیار بیشتری از آن دارند و به ­طور روزافزونی ثروتمندتر می­‌شوند؛ چنانکه گردش مالی منچستر یونایتد از 117 میلیون پوند در آغاز قرن حاضر، به ۶۲۷/۱ میلیون پوند در فصل 19-2018 رسیده است.

نابرابری مالی بین باشگاه‌­ها و در نتیجه‌­ی آن، تضعیف عنصر پیش‌­بینی­‌ناپذیری فوتبال، معضلی در حال رشد است که تصویر گسترده‌­تر آن، محبوب­‌ترین ورزش دنیا را به سمت لبه­‌ی پرتگاه می‌­برد. فوتبال توسط سرمایه‌­داری غرق شده است و تقریباً هیچ مقاومت یا تلاشی برای تغییر این شرایط وجود ندارد. طبق گفته­‌های گلدبلات، این نابرابری­‌ها، پیش از آنکه متصدیان امور فوتبال متوجه شوند که باید کاری انجام دهند، در زیرساخت­های فوتبال جهان رسوخ کرده­‌اند. او معتقد است که قانون فرپلی مالی یوفا با 20 سال تأخیر آغاز شد؛ این اتفاق باید در اوایل دهه‌ی 1990 رخ می­‌داد، اما یوفا این کار را در سال 2012 انجام داد، یعنی زمانی که این نابرابری­‌ها به سیستم وارد شده بودند. اعمال به موقع قانون فیرپلی مالی می­‌توانست یک عامل بازدارنده برای مالکان خارجی ثروتمندی باشد که دارای پول و اهداف سیاسی زیادی هستند – به هر حال این زرق و برق لیگ قهرمانان اروپا بود که آبراموویچ را به فوتبال جذب کرد. در عوض، ایجاد این قانون نه تنها به بهتر شدن شرایط کمک نکرد، بلکه به شکاف موجود دامن زد. گذشته از این­ها، حتی وجود اراده‌­ای راسخ برای تغییر این وضعیت، با دشواری­‌های زیادی همراه خواهد بود، زیرا ابرباشگاه­های اروپایی هیچ تغییری را برنمی­‌تابند. یکی از منابع رده بالای یوفا می­‌گوید 20 سال است که آنها از تهدیدی به ­نام «سوپرلیگ» استفاده می­‌کنند؛ هر بار که بحثی درباره‌­ی بازتوزیع درآمد پیش می­‌آید، گزینه‌ی سوپرلیگ را روی میز می­‌گذارند. آنها با همین اهرم فشار، در طرح «همبستگی» یوفا نیز کارشکنی کرده‌­اند. پرداخت­‌های همبستگی که به ­منظور توزیع درآمد بین باشگاه‌­هایی که در رقابت­‌های یوفا شرکت ندارند، صورت می­‌گیرد، مکانیسمی برای محدود کردن شکاف‌­های مالی فزاینده است. مبلغ همبستگی که بین هزاران باشگاهی که در لیگ قهرمانان یا لیگ اروپا شرکت نمی­‌کنند، توزیع می­‌شود، در ابتدا ۸/۵ درصد [درآمد یوفا از برگزاری تورنمنت­‌های باشگاهی بدون حق پخش تلویزیونی] بوده است اما به ­علت فشار باشگاه­‌های بزرگ، به ۷/۳ درصد – بیش از 2 میلیارد یورو – تقلیل یافت – اگرچه بسیاری از باشگاه­‌های خارج از گروه ابرباشگاه‌­ها معتقدند که این رقم کافی نیست و خواهان افزایش آن به 20 درصد هستند. به ­طور کلی، هر فرآیند تصمیم­‌گیری‌ای معمولاً به ­دلیل تهدید همیشگی ایجاد سوپرلیگ، بیشتر به سمت منافع باشگاه‌­های ثروتمند سوق می­‌یابد.

بنا بر آخرین حسابرسی‌­ها، لیگ­‌های فوتبال اروپا بیش از 20 میلیارد پوند ارزش دارند (ارزش فوتبال تقریباً ۳۰ برابر این مقدار برآورد می­‌شود) که بخش اعظم این ثروت در انحصار گروه محدودی از باشگاه‌های قدرتمند قرار دارد. این نابرابری مالی، منجر به نابرابری نتایج در زمین بازی شده است. در نتیجه، مشخصه‌­ی اصلی فوتبال یعنی پیش‌­بینی‌­ناپذیری آن، در حال فرسایش است و این چیزی است که می‌­تواند در بلندمدت اکوسیستم جهانی فوتبال را نابود کند. عدم ثبات سلامت مالی باشگاه‌­های خارج از گروه ابرباشگاه‌­ها، تنش بین ابرباشگاه‌­ها و سایر باشگاه‌­ها، تنش بین لیگ­‌ها و تنش بین یوفا و فیفا، از جمله پیامدهایِ در حال وقوعِ این شکاف مالی هستند. در این میان، تنش بین باشگاه‌­ها و ابرباشگاه‌­ها بیش از همه آشکار است. در حال حاضر، 14 باشگاه لیگ برتر انگلیس دچار این حس ناخوشایند هستند که تنها برای اجرای نمایش شش تیم ثروتمند لیگ برتر است که در این رقابت­ها حضور دارند. تیم‌­های بزرگ معتقدند از آنجا که تمام توجه­‌های بین‌المللی را به خود جلب می­‌کنند، مستحق دریافت سهم بیشتری هستند و استدلال مخالف این است که آنها به تیم­‌هایی نیاز دارند که در مقابل­‌شان بازی کنند و اصل جذاب پایه­‌گذاری لیگ برتر، برابری است. این تفاوت دیدگاه و تقابل، به اختلاف­‌ها بر سر نحوه­‌ی توزیع درآمد حاصل از حق پخش تلویریونی منجر شده است. در رابطه با نحوه‌­ی توزیع درآمد تورنمنت­‌های یوفا نیز تنش­‌هایی میان ابرباشگاه‌­ها و سایر باشگاه‌­های اروپایی وجود دارد و یوفا همواره مجبور است برای جلوگیری از تشکیل سوپرلیگ، امتیازاتی به باشگاه­‌های بزرگ بدهد و این خود باعث تشدید نابرابری­‌های موجود می­‌شود. نحوه‌­ی نگاه باشگاه‌­های ثروتمند به شرایط حاضر را می­‌توان با تأمل در اظهارنظر یک چهره‌­ی ارشد یکی از شش باشگاه بزرگ لیگ انگلیس به­ خوبی درک کرد: «تاریخ فوتبال نشان می­‌دهد که هواداران دوست دارند تیم­‌های بزرگ پیروز شوند. مقدار مشخصی غیرقابل­‌پیش­‌بینی ­بودن خوب است، اما یک لیگ دموکراتیک­‌تر برای تجارت بد است». هرچند خاویر تباس، رئیس لالیگا، فکر می‌کند که شکاف موجود ممکن است به وجه تجاری فوتبال نیز آسیب بزند: «اگر مشکل را برطرف نکنیم، در چند سال آینده، صنعت ما سقوط خواهد کرد»..

آنخل روئوکو، روزنامه‌­نگار اهل اروگوئه، می­‌گوید نغزترین نکته‌­ی فوتبال در «توانایی و ظرفیتش برای شگفتی­‌آفرینی» است. و شگفتی‌­آفرینی و در واقع پیش­‌بینی­‌ناپذیری همان چیزی است که شکاف‌­های مالی به­ وجود آمده در این ورزش، در حال از بین بردن آن هستند. اکنون اما وضعیت به ­جایی رسیده است که تیم‌­های ضعیف­تر حتی برای شرکت در رقابت­‌ها نیز باید از یک آستانه­‌ی مالی برخوردار باشند؛ برای مثال، بنا بر اعلام مؤسسه­‌ی دیلویت، تیم­‌های انگلیسی برای شرکت در لیگ برتر به یک حداقل درآمد سالانه­ معادل 400 میلیون یورو نیاز دارند – طبیعی است که وقتی باشگاه‌­هایی مثل لیورپول و سیتی درآمد خود را به حداکثر می‌­رسانند، این رقم بالاتر می­‌رود. گلدبلات در توضیح آنچه در حال وقوع است، می­‌گوید: «مشابه همان روشی که در اقتصاد جهانی وجود دارد، ثروتمندان قادر به اندوختن و اندوختن ثروت هستند. در غیاب سیستم­‌های توزیع مجدد – به شکل مالیات بر مزایا یا هر چیز دیگری – فقرا حتی در ثروتمندترین کشورها نیز فقیرتر می­‌شوند». واقعیت بی­رحمانه این است که شکاف­‌ها به ­قدری گسترده شده‌­­اند که فوتبال به نوعی انقلاب اقتصادی شبیه آنچه مارکس در کتاب سرمایه­‌ی خود از آن سخن گفته، نیاز دارد. در حال حاضر ابتدا باید دریافت چگونه از بدتر شدن این مشکل جلوگیری کرد و سپس راهی برای بازگشت به حالت قبل یافت؛ باید فوتبال را به شکل پیش‌­بینی­‌ناپذیر خود در گذشته بازگرداند…

 

*تذکر: کلیه­‌ی مبالغ ذکر شده در متن، مربوط به انتهای سال 2019 هستند.

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

یک پاسخ

  1. مطلب بالا رو کامل خواندم، به نظرم نویسنده بیشتر به برابری در فوتبال معتقدهست تا جذابیت اون!!
    جذابیت رقابتی مثل منچستر سیتی و لیورپول در لیگ برتر برای فتح لیگ یا رقابت تیم های مثل آرسنال و منچستر یونایتد برای کسب سهمیه جذابه،
    درباره یک سویه شدن دیگر لیگ های اروپایی هم به نظرم مشکل از مدیران اون لیگ هاست اگر نه برنده لیگ برتر یا لالیگا و یا حتی این فصل سری آ نیز از قبل مشخص نیست!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقاله
چگونه فوتبال مدرن در حال تبدیل­ شدن به یک بازی پیش­‌بینی‌­پذیر است؟
مصائب فوتبال: قسمت اول

باشگاه دانشجویان فوتبال

studentofthegame.club