مهم، آموختن بازی است. ما همه دانشجویان این بازی هستیم – روی کین

It’s all about learning the game. I think we’re all students of the game – Roy Keane
بررسی خرید جدید لیورپول و خط هافبک قرمزها

بعد از ظهر جمعه ۱۸ سپتامبر، یکی از دل‌انگیزترین روز‌های نقل و انتقالاتی قرمزهای بندر لیورپول بود. بعد از کش و قوس‌های فراوان مرد اسپانیایی بالاخره راهی انگلیس شد. ضرب‌المثل اسپانیایی Como agua para chocolate که لائورا اسکیبل، نویسنده مشهور مکزیکی آن را برای عنوان کتابش انتخاب کرد، درست به وضعیت طرفداران لیورپول اشاره دارد: «مثل آب روی آتش». این خبر طرفداران لیورپول را بعد از چندین ماه عذاب کشیدن و خواندن خبرها و شایعات فراوان، راحت و آرام و خوشحال کرد. اما قسمت مهم‌تر ماجرا نیازی است که یورگن کلوپ به تیاگو دارد. درست است که لیورپول در سالیان گذشته با خط هافبکی بدون تیاگو قهرمان جام‌های معتبر شده، اما همیشه یک جای کار می‌لنگید و آن هم به خلاقیت کم هافبک‌های لیورپول بر می‌گشت.

کلوپ و مایکل ادواردز خیلی زودتر از این‌ها به این مشکل در خط هافبک لیورپول پی برده بودند و در نیم فصل ۱۸-۲۰۱۷ ، نبی کیتا را که در آن زمان در لایپزیگ بود با مبلغ حدود ۶۰ میلیون پوند به آنفیلد بردند. انتقال کیتا به لیورپول هم به هیچ وجه آسان انجام نشد. رالف رانگنیک آن زمان به شدت مخالف انتقال کیتا بود. علت مخالفت رانگنیک، اختلافش با یکی از اعضای آرنا ۱۱، شرکتی که به عنوان مدیر برنامه‌ی کیتا فعالیت می‌کرد، بود. اختلافات به حدی بالا گرفته بود که رانگنیک یک بار گفته بود : «هر چه در توان دارم برای نگه داشتن کیتا به کار می‌گیرم». اما بالاخره کیتا به لیورپول اضافه شد، به امید آن که بتواند قطعه‌ی گمشده‌ی پازل یورگن کلوپ باشد.

طبق آنالیزهایی که روی بازی او صورت گرفته بود، تحسین همگان را برانگیخته بود. الن شیرر در یکی از برنامه‌های تلویزیونی در همان زمان راجع به نبی کیتا گفته بود: «اون خیلی بازیکن خوبیه. کیتا یک هافبک پر تحرکِ باکس تو باکس و دارای قدرت بالای دریبل‌زنیه. نمی‌دونم که طرفدارای لیورپول چه قدر هیجان دارن که فصل بعد ببیننش، ولی فکر میکنم خرید فوق العاده‌ای برای اونا باشه». اما کیتا به هیچ وجه نتوانست وظیفه و کارش را درست انجام بدهد. در همان فصل اول آمدنش به لیورپول با ریتم تند لیگ برتر اشنا نبود و خیلی کم در ترکیب اصلی قرار می‌گرفت و نمایش‌هایش هم چنگی به دل نمی زد. بعد از هماهنگی با تیم و شرایط لیگ برتر هم نزدیک به ۸ بار مصدومیت جدی را تجربه کرد و هر بار که از مصدومیت بر می‌گشت تا بخواهد جا بیفتد، دوباره نیمکت‌نشین می‌شد. یکی دیگر از ایرادهای بزرگ او سرعت کم دویدنش بود که خیلی از مواقع این معضل به کل تیم صدمه می‌زد. هر چه که بود، کیتا نتواست خودش را تا این جا در لیورپول ثابت کند و از زمانی که به لیورپول آمده هیچ‌گاه نتوانست مهره‌ی فیکس یورگن کلوپ شود.

در خط هافبک سه نفره‌ای که کلوپ از ابتدای حضورش در لیورپول به صورت مداوم از آن استفاده می‌کند، اندک نفراتی بودند که بتوانند خلاقیت تیم و تعداد ایجاد موقعیت‌های خطرناک را بالا ببرند. در ترکیب سه نفره‌ی خط هافبک، دو نفر اکثرا ثابت هستند، یعنی جوردن هندرسون و فابینیوی برزیلی (اگر مصدومیتی برایشان در طول فصل پیش نمی‌آمد یا اتفاق خاصی نمی‌افتاد) و نفر سوم اما در اکثر بازی‌های بزرگ جینی واینالدوم بود و این ترکیب برای اکثر بازی‌های لیورپول مقابل تیم‌های بزرگ وارد زمین می شد. اما در خط هافبک نفرات دیگری هم بودند مثل اکس چمبرلین و جیمز میلنر که بیشتر مواقع به عنوان یار تعویضی وارد زمین می‌شدند، اما هیچ یک از این بازیکنان ویژگی‌هایی نزدیک به تیاگو را هم ندارند.

این بازیکنان خط هافبک لیورپول در حال حاضر را تشکیل می‌دهند: فابینیو، جوردن هندرسون، جیمز میلنر، اکس چمبرلین،  ژردان شکیری، واینالدوم، نبی کیتا،  مارکو گروییچ، کورتیس جونز و هری ویلسون. درباره‌ی فابینیو در مقاله قبلی که مربوط به  پیش بازی لیورپول در برابر لیدز بود، توضیحات کافی و وافی داده شد. همان مثال همیشگی کلوپ که را یادآور می‌شوم که می‌گفت: «او با قدرت جنگندگی و تخریبش مثل جاروبرقی مکش دارد». او به راحتی توپ‌گیری می‌کند و شوت‌های از راه دور خوبی هم می‌زند و در نبردهای هوایی هم که بی رقیب است. جوردن هندرسون هم یکی از بهترین‌های فصل قبل لیورپول بود و توانسته بود با اضافه کردن ثبات به بازی خودش، لیورپول را به سمت جام هدایت کند. هندرسون با قدرت رهبری فوق‌العاده‌اش تیم را درون زمین مدیریت می‌کند و با دوندگی بی‌امانش تا آخرین ثانیه می‌جنگد. سانترهای خوبی دارد و در تعویض منطقه‌ی بازی هم خوب عمل می‌کند؛ گرچه در دیگر فاکتورها مثل دریبلینگ، خلق موقعیت و شوت کیفیت متوسط و رو به پایینی دارد. اما در دو فصل اخیر خیلی کم مصدوم شده و همیشه آماده بوده است. تصویر زیر از وبسایت comparisonator، عملکرد هندرسون را در مقایسه با سایر هافبک‌های تیم نشان می‌دهد.

جیمز میلنر، مرد دوست‌داشتنی اردوی لیورپولی‌ها و آچار فرانسه‌ی یورگن کلوپ است. هافبک باسابقه و جنگنده‌ی لیورپول به جز فصل قبل، در فصول قبلترش بالای ۴۰ بازی در هر فصل برای تیمش انجام داده است. او توانایی بازی در فول‌بک‌های چپ و راست و تمام خطوط هافبک را دارا است. میلنر با دویدن‌های بی‌امانش یکی از عوامل موفقیت لیورپول بوده است. سانترها و کرنرهای میلنر همیشه بوی گل می‌دهند. با توجه به بالا رفتن سنش به احتمال زیاد این فصل نیمکت‌نشین خواهد بود.

چمبرلین در فصل اول حضورش در لیورپول علی‌رغم شروع بد، رفته رفته کیفیت خودش را نشان داد اما مصدومیت در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان مقابل رم و دوری چندین ماهه‌اش از میادین باعث شد نتواند تا به الان به آن فرم سابق برگردد و همچنان در نیمکت ذخیره‌ها جا خوش کند. چمبرلین که قبلا فوتبال امریکایی بازی می‌کرد، شوت‌های سهمگینی می‌زند و تا زمانی که زیر نظر کلوپ کار کند، پست اصلی‌اش هافبک نبود. اما قدرت پاس‌دهی پایینی دارد.

ژردان شکیری نزدیک به یک سال است که مصدوم است، ولی هیچ کس نمی‌داند دقیقا از کدام ناحیه مصدوم شده است. او در ترکیب حضور ندارد، یا بهتر است بگویم کلوپ او را به بازی نمی‌گیرد. در این یک سال گذشته، بیشتر از فوتبال به خاطر  پرپشت شدن موهایش مورد توجه رسانه‌ها و بقیه قرار گرفته است، اما در زمین از معدود کسانی بود که می‌توانست خلاقیت را به لیورپول تزریق کند و با پاس‌های خوب موقعیت ایجاد کند.

واینالدوم ، هافبک هلندی لیورپول، که فصل پنجمش را در لیورپول آغاز کرده، دوندگی زیادی دارد و گل‌های مهم زیادی به ثمر رسانده، اما مشکل کند بودن در تصمیم‌گیری، عدم خلاقیت و احتیاط بیش از حد در پاس دادن در فصل گذشته جایگاهش را متزلزل کرده است و امسال در ادامه‌ی فصل احتمالا از روی نیمکت کار را دنبال خواهد کرد.

درباره ی نبی کیتا هم مفصل توضیح داده شد چون سبک بازی‌اش به تیاگو شباهت بیشتری دارد. مارکو گروییچ و هری ویلسون به احتمال زیاد به فروش خواهند رفت و فقط جونز جوان باقی می‌ماند که هنوز باید خیلی پخته شود. احتمالا امسال به او بیشتر در جام حذفی و اتحادیه بازی برسد.

سوال اینجا است که اگر یک جای کار در خط هافبک لیورپول می‌لنگید و در خلق موقعیت مشکل داشت، پس چه طور لیورپول توانست در همه بازی‌ها موقعیت‌های متعددی را خلق کند؟ پاسخ به این سوال به دو نفر بر می‌گردد: ترنت الکساندر آرنولد و اندی رابرتسون. آرنولد در فصل گذشته ۱۳ پاس گل داد، ۱۸ بار موقعیت‌های جدی گل‌زنی خلق کرد و ۳۸۲ بار سانتر کرد و در این زمینه فقط کوین دی‌بروینه از او بالاتر بود (با ۲۰ پاس گل، ایجاد ۳۳ موقعیت جدی گل‌زنی و ۳۰۴ سانتر. آمار آرنولد با این که او دفاع راست لیورپول است بی‌نظیر است. از طرف دیگر، رابرتسون هم ۱۲ پاس گل داد، ۱۴ موقعیت جدی گل‌زنی ایجاد کرد و ۲۱۰ با هم سانتر به روی دروازه داشت. متاسفانه آمار دقیقی از کل موقعیت‌های ایجاد شده وجود ندارد ولی با این امار هم می‌توان فهمید که بیشتر بار خلاقیت لیورپول روی دوش بک چپ و راست این تیم بوده است. برای درک بیشتر این موضوع به بازی‌های پیش فصل لیورپول گریزی می‌زنیم، جایی که آرنولد مصدوم بود و به جای او نکو ویلیامز در این پست بازی می‌کرد. در تصویر زیر نقشه‌ی پاس‌دهی بین پست‌های مختلف در بازی‌های دوستانه در برابر آرسنال و اشتوتگارت را ببینید.

با نبود بازیکنی که توانایی اصلی‌اش بازی‌سازی و خلق موقعیت در خط هافبک باشد، در فصل‌های گذشته اکثر بار این مسئولیت روی دوش رابرتسون و آرنولد بوده است. در غیاب ترنت مشاهده می‌کنید که اکثر پاس‌ها به رابرتسون ختم می‌شود. نکو ویلیامز هم به هیچ وجه نمی‌تواند جای خالی ترنت را پر کند. به همین دلایل خرید تیاگو از نان شب هم واجب‌تر بود! به تصویر بعدی که مربوط به بیشترین پاس رد و بدل شده بین قرمزها در بازی مقابل لیدز است، دقت کنید. رد پای آرنولد و رابرتسون را باز هم می‌بینید. با این که در آن بازی آرنولد یکی از بدترین بازی‌هایش را انجام داد، اما باز هم اکثر پاس‌ها به او ختم می‌شد.

فرزند مازینیوی بزرگ واقعا برای بایرن نعمت بود. در روزگاری که بایرن کروس را از دست داده بود، تیاگو بیش از هر کسی نبض میانه‌ی میدان را در اختیار داشت. تیاگو در پست هافبک دفاعی شاید به اندازه مارتینز یا شواینشتایگر در فاز دفاعی قدرتمند نبود، ولی پاس‌های دقیق او همواره به کمک بایرن می‌آمد. او در بازی‌سازی فوق العاده بود، همواره در خدمت تیم بود، هرگز به خاطر نیمکت‌نشینی مونیخی‌ها را به حاشیه نبرد، زمانی که تصمیم به جدایی از تیم گرفت همچون زمانی که می خواست در ترکیب اصلی قرار بگیرد، با انگیزه بود و در جشن قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا مثل بازیکنانی که فصل بعد هم در بایرن هستند شادی می‌کرد. اما بعد از ژابی آلونسو، حالا دوباره لیورپول صاحب یک مهندس اسپانیایی جدید شده است.

پاس‌کاری و پخش توپ

برجسته‌ترین ویژگی بازی تیاگو، توانایی پاس‌دهی فوق العاده‌ی او است. تیاگو در بایرن مونیخ معمولا در عمق زمین و یا بین دو مدافع میانی قرار می‌گرفت و با توانایی بالایی که در حفظ توپ داشت، هم‌تیمی‌هایش را با پاس‌های کوتاه و بلند در سایر نقاط زمین، صاحب توپ می‌کرد. در تصویر زیر مشاهده می‌کنید که تیاگو بین دو مدافع یعنی آلابا و بواتنگ قرار گرفته است و نفر آخر بایرن در زمان بازی‌سازی است. در این وضعیت، تیاگو کل زمین را زیر نظر می‌گیرد و می‌تواند بهترین گزینه‌ها را برای پاس دادن انتخاب کند.

بعد از آنالیز و بررسی جایگاه بازیکنان، با توپ رو جلو حرکت می‌کند و بعد توپ را به مولر پاس می‌دهد. همان طور که در تصویر زیر می‌بینید با یک پاس دقیق، ۶ بازیکن چلسی را از جریان بازی خارج می‌کند. بعد از این پاس بازیکنان بایرن به سمت چهار دفاع باقی مانده‌ی چلسی یورش بردند و در نهایت صاحب پنالتی شدند. این قبیل پاس‌ها که تیاگو به راحتی می‌تواند آنها را برای هم‌تیمی‌هایش بفرستد بسیار پرریسک هستند و اگر بازیکنان حریف توپ‌گیری کنند می‌توانند به راحتی ضدحمله را اغاز کنند.

تیاگو در این فصل دو پاس گل در همه مسابقات به ثبت رساند؛ آماری که با توجه به توانایی پاس‌دهی فوق‌العاده‌ی او ، عجیب و غریب به نظر می‌رسد. اما علتش این است که او در این فصل اکثرا به عنوان هافبک دفاعی ایفای نقش می‌کرد و از دروازه‌ی حریف خیلی دور بود. ولی نقش او همان چیزی بود که در تصاویر بالا دیدید. در حالی که او مستقیماً فرصت ایجاد نمی‌کند ، سهم او در ایجاد فرصت بایرن بسیار پررنگ است. به علت هوش بالای او، بایرن در این فصل در مناطقی که تیاگو فعالیت می‌کرد، نیازی به داشتن برتری عددی نداشت. علتش هم نبوغ بالای جادوگر اسپانیایی بود.

داوید آلابا تنها بازیکن در فصل قبل بوندسلیگا بود که بیشتر از تیاگو در یک‌سوم حریف پاس ارسال کرد. به تصویر زیر توجه کنید. پاس مورب تیاگو منجر به شروع حمله دیگری برای بایرن شد و باز هم ۶ بازیکن از جریان بازی خارج شدند و اندکی بعد از آن هم تنها گل فینال لیگ قهرمانان به ثمر رسید. این پاس تیاگو کردیت ویژه‌ای در آماری که بعد از مسابقه بیرون می‌آید، ندارد اما اگر این پاس نبود گل بایرن به ثمر نمی رسید.

 

تیاگو در ارسال توپ‌های بلند هم فوق‌العاده است. اگر گزینه‌های مناسبی برای پاس کوتاه یا زمینی وجود نداشته باشد، تیاگو سعی می‌کند با ارسال توپ‌های بلند پشت مدافعان موقعیت ایجاد کند و فوروارد‌های تیم را مستقیما هدف قرار می‌دهد. توپ بلند برای تیم کلوپ نیز سلاحی موثر است. دیده‌ایم که در تیم لیورپول آرنولد، رابرتسون، فن‌دایک و حتی آلیسون با ارسال‌هایی دقیق مانه و صلاح را در در موقعیت گل‌زنی قرار داده‌ و پاس گل هم داده‌اند. اگر مهاجمان لیورپول بتوانند این نوع پاس را از یکی از بهترین پاسورها در دنیا دریافت کنند، بدون شک بسیار برای حریفان خطرناک خواهند بود.

در تیم‌هایی که بالا بازی می‌کنند، عقب ایستادن بازیکن پاسوری مثل تیاگو در کنار مدافعان میانی، در همان حالتی که نشان دادیم تا بهتر کل زمین بازی را زیر نظر بگیرد و پاس را ارسال کند. تیم مقابل را مجبور می‌کند که در واکنش به این وضعیت به سمت محوطه‌ی جریمه عقب بنشینند و فضای زیادی را برای جلو آمدن خط هافبک تیم خودی و پیوستن به خط حمله را فراهم ‌آورند.

به وجود آمدن چنین موقعیتی تا حد زیادی وابسته به توانایی پاسوری تیاگو آلکانتارا است. پاس‌های هافبک اسپانیایی از میانه‌ی میدان عبور می‌کنند و مستقیما به منطقه‌ی یک‌سوم حریف می‌رسند. این امر باعث می‌شود تا خط دفاع تیم مقابل فشار ناگهانی را تجربه کند، زیرا هافبک‌ها برای جلوگیری از افزایش فشار بایرن بر محوطه‌ی جریمه، عقب مانده‌اند. دقت و دید او باعث می‌شود این نوع تاکتیک بسیار خطرناک باشد و حملات زیادی از این طریق طرح‌ریزی شوند.

یک مثال: در جریان یک بازی لیگ برابر هوفنهایم، تیاگو توپ را دقیقا جلوتر از خط دفاعی دریافت کرد. او در آن لحظه، بلافاصله اطمینان حاصل کرد که در میانه‌ی زمین در موقعیت مناسبی قرار دارد. او چهار تا پنج گزینه پاس برای شروع یک ضدحمله داشت، اما با یک نگاه سریع، مهاجمی را که در حال فرار از خط آفساید بود، دید و توپ را برای او فرستاد. این فرار تا حد زیادی شبیه به استارت‌های انفجاری‌ای است که محمد صلاح و سادیو مانه در لیورپول انجام می‌دهند و واضح است که توانایی پاسوری تیاگو‌ با سبک بازیِ این دو بال سرعتی سازگار است. این بدان معنی است که لیورپول با تیاگو می‌تواند در ضدحملات موثر‌تر واقع شود. همچنین در بازی با تیم‌هایی که دفاعی‌تر بازی می‌کنند، تیاگو می‌تواند مهارت خود را بیشتر نشان دهد.

در تصاویر آماری زیر ارسال پاس‌های بلند توسط تیاگو در مرحله حذفی لیگ قهرمانان را می‌بینید. او ۳۸ پاس بلند را امتحان کرد و ۲۹ پاس را به مقصد رساند؛ آماری کم‌نظیر حتی در بین پنج هافبک برتر دنیای فوتبال. ۷۶.۳۱٪ دقت پاس‌های بلند او است و به صورت میانگین در هر بازی ۵.۸ پاس بلند ارسال می‌کند.

شما می‌توانید از سازماندهی نشده بودن حمله لیورپول از کانال مرکزی انتقاد کنید و این انتقاد به واقعیت هم نزدیک است. بیشتر بار حملات روی دوش بک‌های چپ و راست است و از کانال‌های کناری بیشترین حملات سازماندهی می‌شوند، اما با ورود تیاگو کل ماجرا تغییر می‌کند. به تصویر زیر توجه کنید. این تصویر پاس‌های رد و بدل شده بین بازیکنان بایرن مونیخ در فینال لیگ قهرمانان در برابر پی‌اس‌جی است. اکثر پاس ها به تیاگو ختم می‌شوند تا او توپ را پخش کند.

در تصویر بعدی به جاهایی که تیاگو در آن حضور داشته است، توجه کنید. او در اکثر نقاط حضور داشته، به جز کانال مرکزی یک‌سوم میانی حریف و این هم توضیحی برای آن است که چرا پاس گل‌های کمی در کارنامه‌اش ثبت شده است.

 

دریبل‌زنی و عملکرد دفاعی

با توجه به اینکه تیاگو معمولا در پست هافبک دفاعی به میدان می‌رود، باید به توانایی‌ها دفاعی و دریبل‌زنی او توجه ویژه‌ای داشت. تیاگو کمی جلوتر از مدافعان میانی بازی می‌کند و عموما در حال دفاع دیده می‌شود و در برنامه‌های دفاعی تیمش نقشی اساسی دارد. همچنین در هنگام بازی‌سازی از عمق زمین، تیاگو باید مدام توپ را در اختیار داشته باشد و از این رو توانایی دریبل زدن او نیز مهم خواهد بود. او نه تنها می‌تواند پاس‌هایی بفرستد که هافبک‌های فعلی لیورپول به هیچ وجه نمی‌توانند این کار را انجام دهند، بلکه او توانایی بالایی در دریبل زدن و و کنترل توپ هم دارد. توانایی دریبل زدن اغلب برای وینگرها الزامی است تا بتوانند بازیکن مقابل خود را از پیش روی بر دارند اما برای کسانی که در وسط زمین هستند، دریبل زدن می‌تواند ابزاری فوق‌العاده مفید برای شکستن خطوط و ایجاد شکاف برای یک پاس باشد. طبق آمار هواسکورد، هندرسون ، فابینیو ، واینالدوم ، کیتا و چمبرلین روی هم ۹۶ دریبل را در لیگ برتر به ثبت رساندند، در حالی که تیاگو به تنهایی ۷۱ دریبل را در فصل پیش بوندسلیگا به ثبت رسانده است. در پنج لیگ معتبر اروپا ، ۲۹۷ بازیکن اقدام به ۵۰ دریبل یا بیشتر کردند و فقط دو بازیکن بیشتر از تیاگو دریبل زدند. این آمار نشان می‌دهد که چرا لیورپول علاقه‌ی زیادی داشت که مهندس اسپانیایی را به آنفیلد ببرد.  حفظ توپ و توانایی او در فضاهای تنگ و کوچک ، مهارتی است که کمبودش در وسط زمین لیورپول در فصول قبل احساس می‌شد.

دریافت توپ زمانی که پشت به دروازه حریف یا بازیکن رقیب است و محو بازیکن مقابل خود با اولین لمس توپ با استفاده از قسمت خارجی یا داخلی پا (بسته به شرایط)، یکی از حرکاتی است که به نوعی به امضای تیاگو تبدیل شده است.. تجزیه و تحلیل برای حرکتی مانند این لازم نیست؛ برای همه روشن است که چگونه او می‌تواند با یک لمس توپ و شوک لحظه‌ای حریف را از جریان بازی خارج کند و چگونه می‌تواند از فشار فرار کند، به فضا خالی برود و توپ را با یک لمس حفظ کند. بازیکنان زیادی وجود ندارند که توانایی این مهارت را داشته باشند.

برای بازیکنی که به اندازه‌ی تیاگو دارای استعداد ، تسلط بر توپ و ظرافت است، انتظار می‌رود که او در کار‌های دفاعی زیاد خوب نباشد و ضعیف عمل کند و توانایی زیادی در پرس کردن و مارکینگ نداشته باشد. اما واقعیت این است که تیاگو به همان اندازه که با توپ مسلط است، بدون توپ هم مفید است و در زمان حمله‌ی حریف و دفاع تیم هم کمک شایانی به تیمش می‌کند. از بین تمام بازیکنان بوندسلیگا که بیش از ۹۰۰ دقیقه بازی کردند، تیاگو در نهمین جایگاه با بیشترین تعداد تکل و توپ‌گیری در هر ۹۰ دقیقه قرار دارد. چنین آماری مدت زمانی را که تیم برای دفاع لازم است در نظر نمی‌گیرد. با توجه به اینکه بایرن یک تیم مسلط است که در این فصل به طور متوسط  ۶۳٪ مالکیت توپ در بوندسلیگا را در اختیار داشت، این باعث می شود سهم کارهای دفاعی تیاگو چشمگیرتر شود. در لیگ قهرمانان، او به طور متوسط  ۳.۴ تکل  و ۲.۳ توپ‌گیری در هر بازی داشت و فقط ۱.۶ بار در هر بازی دریبل خورد. در فینال لیگ قهرمانان، تیاگو بیشترین تکل را زد و بیشترین توپ‌گیری را داشت . او در نیمه نهایی نیز عملکرد مشابهی داشت.

این آمارها قابل توجه است اما ذکر این نکته نیز مهم است که او در همان رقابت‌ها که بعد از کرونا پیگیری شد، بیشترین پاس صحیح، بیشترین پاس رو به جلو، بیشترین پاس به یک‌سوم دفاعی حریف، بیشترین دریبل و بیشترین خلق موقعیت را در تیم بایرن مونیخ داشت. این مرد یک هافبک کامل است. تیاگو علاوه بر این که می‌تواند قطع توپ‌های هوشمندانه‌ای را  انجام دهد، در همان حین ضدحملاتی را نیز طرح ریزی می‌کند و تیم را سریع به حالت حمله می‌برد. کاری که لیورپول در دوره‌ی کلوپ در انجام آن بسیار موفق بوده است.

در مثال زیر می‌بینیم که بازیکنان چلسی با بازپس‌گیری توپ توانسته‌اند یک موقعیت سه در برابر سه را بر روی محوطه‌ی بایرن مونیخ ایجاد کنند. وینگر چلسی به سمت محوطه‌ی جریمه فرار می‌کند و بارکلی با یک پاس می‌تواند او را با نویر تک به تک کند. تیاگو سریعا این حرکت را می‌خواند و می‌فهمد که نقش او تعقیب توپ است. او می‌بیند که خط دفاع نمی‌تواند در برابر این موقعیت ایستادگی کند، پس با سرعت می‌رود تا مانع از ارسال پاس کلیدی توسط هافبک چلسی شود. این توانایی او در ردیابی و کمک به دفاع در موقعیت‌های دشوار چشمگیر است و نشان می‌دهد که او وظایف دفاعی خود را نیز کنار نمی‌گذارد.

تیاگو از نظر دریبل‌های موفقیت‌آمیز ، پاس‌های تکمیل شده، پاس به یک‌سوم دفاعی حریف و تکل‌ها و توپ‌گیری‌ها در هر بازی تقریباً از هر هافبکی در اروپا بالاتر است.

مصدومیت‌ها

تیاگو در دوران بازی‌اش مصدومیت‌های سختی را تجربه کرده است. علی‌رغم توانایی‌های فوق‌العاده‌ی او و بازی در بالاترین سطح فوتبال آلمان، فوتبال تیاگو در بوندسلیگا به دلیل مصدومیت بارها و بارها تحت‌الشعاع قرار گرفته است. این هافبک بااستعداد از زمان ورودش به مونیخ هر فصل حداقل یک مصدومیت اساسی را تجربه می‌کرد. جدی‌ترین مصدومیت دوران حرفه‌ای او در اولین سال حضورش در بوندسلیگا اتفاق افتاد؛ پارگی رباط صلیبی مقابل هوفنهایم در فصل ۱۴-۲۰۱۳ که در ابتدا باعث شد در ۱۲ مسابقه از ترکیب بایرن خارج شود و در نهایت منجر به آن شد که او تا آوریل ۲۰۱۵ از میادین دور بماند.  در نهایت او نتوانست در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل در ترکیب اسپانیا قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۲، او وضعیت مشابهی را تجربه کرد، زیرا مصدومیتش در اواخر فصل در بارسلونا مانع از پیوستن او به تیمی شد که در نهایت قهرمان یورو ۲۰۱۲ شد. اما در دو سال گذشته کمتر از گذشته مصدوم شد و فصل قبل ۲۰ بازی را فقط از ابتدا در ترکیب بایرن قرار گرفت و به نظر می رسد که امادگی جسمانی خوبی را در دو سال گذشته داشته است. 

مقایسه‌ی آماری با دیگر هافبک‌های لیورپول

در بین هافبک‌های لیورپول، واینالدوم با ۳۵ بازی در فصل پیش و هندرسون  با ۲۶ بازی، بیشترین آمار را به ثبت رساندند و فابینیو با ۲۲  تیاگو با ۲۰ در پشت سر آنها قرار دارند. در بحث دریبل‌زنی ، چمبرلین با ۴.۰۳ دریبل در هر ۹۰ دقیقه، از نظر تعداد دریبل‌ها پیشتاز است. اما میزان موفقیت دریبل‌های او تنها ۴۴.۴۴ درصد است که کمترین میانگین در بین هافبک‌های لیورپول محسوب می‌شود. تیاگو با ۳.۹۳ دریبل در هر ۹۰ دقیقه و موفقیت ۶۲.۲ درصدی در رتبه‌ی اول و نبی کیتا هم از این حیث در رتبه‌ی دوم قرار دارد. بقیه‌ی هافبک‌ها همگی دارای درصد موفقیت بین ۴۵ تا ۵۵ درصد در دریبل‌زنی هستند و تعداد دریبل‌های آنها در ۹۰ دقیقه، از سه بازیکن مذکور بسیار پایین‌تر است‌. در میان این بازیکنان، فابینیو کمترین اقدام به دریبل‌زنی را دارد. هافبک تنومند برزیلی تنها ۰.۶۸ دریبل در ۹۰ دقیقه از خود به ثبت رسانده است.

در قطع توپ تیاگو با ۸.۳۹ توپ‌گیری در هر ۹۰ دقیقه از بقیه هافبک‌های لیورپول سرتر است. فقط کیتا با ۷.۹۱ قطع توپ در نزدیکی او است. این در حالی است که نفر بعدی یعنی فابینیو ۶.۹۱ توپ‌گیری داشته است. چمبرلین نیز با ۶.۶۹ توپ‌گیری علی‌رغم اینکه دقایق کمتری را نسبت به کاپیتان هندرسون در میدان بوده، از وی بالاتر است. با این حال واینالدوم با ۵.۲۲ قطع توپ در ۹۰ دقیقه، آخرین نفر در این فهرست است، اگرچه او بیشتر از بقیه در فصل گذشته به میدان رفته است.

با نگاهی به دوئل‌های هوایی متوجه برتری تیاگو بر سایر  هافبک‌های لیورپول می‌شویم. او ۳.۸۹ دوئل را در ۹۰ دقیقه تجربه کرده است. میزان موفقیت او در این دوئل‌ها، ۴۱.۹۸ درصد است که عملکرد جالبی نیست اما علتش را می‌توان در قد و قامت کوتاهش جستجو کرد. ولی نشان می‌دهد که قد ۱۷۰ سانتی‌متری هافبک اسپانیایی، مانع بزرگی برای او محسوب نمی‌شود و او بی‌پروا در نبردهای هوایی هم شرکت می‌کند. از بین هافبک‌های فعلی لیورپول، فابینیو با ۲.۷۶ دوئل هوایی در ۹۰  دقیقه و میزان موفقیت ۶۵.۲۲ درصد پیشتاز است. از نظر تعداد دوئل‌ها، بازیکن برزیلی از تیاگو کاملا عقب‌تر است اما او نسبت به سایر بازیکنان لیورپول برتری دارد. واینالدوم با ۲.۲۵ دوئل در ۹۰ دقیقه نزدیکترین بازیکن به او است. چمبرلین با ۲.۲۱ دوئل در جایگاه بعدی قرار دارد. این در حالی است که کیتا با ۱.۶۳ و هندرسون با ۱.۴۴ دوئل از نظر تعداد دوئل‌های هوایی به طور قابل توجهی ضعیف‌تر هستند؛ البته درصد موفقیت این دو هافبک در نبردهای هوایی بالاتر است.

در نبردهای دفاعی، نبی کیتا با ۸.۴۸ دوئل در هر ۹۰ دقیقه و میزان موفقیت ۶۹.۸۸ درصد ، با اختلاف در صدر فهرست قرار دارد. این هافبک گینه‌ای به نسبت سایر هافبک‌ها، دقایق کمتری به میدان رفته اما میزان کار و توانایی او در این آمار جلب توجه می‌کند. تیاگو از لحاظ درصد موفقیت در نبردهای دفاعی دومین نفر است اما این بازیکن ۲۹ ساله در ۶.۴۸ دوئل دفاعی شرکت کرده و از فابینیو ۸.۰۹ و جردن هندرسون ۷.۰۰ پایین‌تر است. نقش فابینیو و هندرسون در موفقیت‌های لیورپول بسیار مهم بوده و در میان آنها فقط واینالدوم در فصل گذشته دقایق بیشتری بازی کرده است. هافبک هلندی اما در هر ۹۰ دقیقه فقط در ۴.۱۹ دوئل دفاعی شرکت کرده است.

هافبک اسپانیایی در هر ۹۰ دقیقه ۱۳.۴۳ پاس به یک‌سوم حریف فرستاد که ۸۴.۶۴ درصد آنها صحیح بود. او از لحاظ تعداد پاس در رتبه نخست قرار دارد. در بحث کیفیت پاس هم تنها واینالدوم را با ۹۰.۹۱ درصد دقت بالای خود می‌بیند (البته پاس‌های واینالدوم اکثرا بدون ریسک هستند). هندرسون با ۱۲.۲۹ پاس به یک‌سوم حریف، نزدیک‌ترین بازیکن به تیاگو است. کیتا نیز با ۱۰.۷۳ پاس در هر ۹۰ دقیقه در رتبه‌ی سوم قرار دارد. سایر هافبک‌ها در این معیار بسیار عقب‌تر هستند و گرچه واینالدوم بالاترین دقت پاس ارسالی را دارد، اما در هر ۹۰ دقیقه به طور میانگین تنها ۵.۷۲ پاس به یک‌سوم  رقبا ارسال کرده که این آمار کمترین در میان هافبک‌های لیورپول است.

آخرین معیاری را که مورد بررسی قرار می‌دهیم شاخص متوسط پاس گل‌ یا Xa در هر ۹۰ دقیقه است. در اینجا است که متوجه نکته‌های عجیب و غریبی می‌شویم. شاخص متوسط پاس گل برای نبی کیتا ۰.۲۲ است که بالاترین رتبه در بین همه‌ی هافبک‌ها است. هندرسون با تنها ۰.۰۹ Xa در جایگاه بعدی قرار دارد، در حالی که تیاگو با ۰.۰۲ Xa در هر ۹۰ دقیقه، به همراه سایرین در انتهای این فهرست قرار دارد. اما همان طور که قبلا گفته شد، این آمار به سبک بازی هر دو تیم و بازیکنان آنها نیز باز می‌گردد. لیورپول بیشتر حملات خود را در از کانال‌های کناری با استفاده از وینگرهای سریع و مدافعان کناری انجام می‌دهد و در بایرن هم همان طور که اشاره شد، تیاگو خیلی عقب‌تر از دروازه‌ی حریف بازی می‌کند و معمولا پاس‌هایی را می‌دهد که بعد از آن، پاس گل داده می‌شود. حتی اگر  هافبک‌هایی توانایی ارسال پاس‌های رو به جلو و کلیدی فوق‌العاده‌ای نیز داشته باشند، باید بدانیم که پاس‌های آنها همیشه مستقیما به گل منجر نمی‌شود. در نتیجه، آنها مقادیر xA بالایی ندارند و سهم آنها در ایجاد حملات به خوبی توسط این آمار نشان داده نمی‌شود. 

تیاگو و دگرگون شدن ترکیب لیورپول

در کوتاه‌ترین پیش فصل تاریخ لیورپول، کلوپ ترکیب‌های جدیدی را تست کرد که یکی از آنها ۱-۳-۲-۴ قدیمی او از دوران دورتموند بود. شاید این نشان می‌دهد که او ممکن است با تیاگو روش بازی لیورپول را عوض کند. لیورپول برای گرفتن بهترین بازی از تیاگو در میانه‌ی میدان، باید به فرم ۱-۳-۲-۴ برگردد – سیستمی که بایرن در سه‌گانه‌ی فصل گذشته اش از آن استفاده کرد. این ترکیب فرصتی را برای هافبک اسپانیایی فراهم می‌کند تا در پست دل‌خواهش بازی کند و عمیق‌تر در زمین بازی ظاهر شود. اما او تنها بازیکن جلوی ۴ مدافع نخواهد بود. در بایرن، تیاگو در کنار لئون گورتسکا زوج جذابی را تشکیل داده بودند و با همکاری با یکدیگر نبض و آهنگ بازی را در اختیار داشتند. در لیورپول هم فابینیو می‌تواند همان نقش گورتسکا را داشته باشد. البته که هندرسون هم قادر است چنین نقشی را ایفا کند و مکمل تیاگو باشد اما فابینیو گزینه‌ی بهتری خواهد بود. گرچه از آن جایی که هندرسون کاپیتان قرمزها است، بعید است که در این فصل در ترکیب ثابت حضور نداشته باشد.

کلوپ در جریان بازی دوستانه‌ی لیورپول مقابل بلکپول، با استفاده از زوج کیتا و فابینیو سیستم ۱-۳-۲-۴ را آزمایش کرد. این سیستم همچنین به یک هافبک تهاجمی نیاز دارد که  در نقش شماره ۱۰ فعالیت کند. تاکومی مینامینو در بازی با بلکپول این نقش را بر عهده داشت. اما و اما اگر کلوپ بخواهد دوباره به ۱-۳-۲-۴ موردعلاقه‌اش در دورتموند برگردد، ترکیب تیم شامل چه بازیکنانی خواهد بود؟ پاسخ این سوال برای دروازه و دفاع چهار نفره ساده است. الیسون بکر در درون دروازه می‌ایستد و فن‌دایک، گومز و ترنت و رابرتسون چهار مدافع تیم خواهند بود. تیاگو آلکانترا و فابینیو دو هافبک دفاعی هستند. برای ادامه ترکیب دو حالت می‌تواند وجود داشته باشد. حالت اول آن است که با اضافه شدن دیوگو ژوتا به لیورپول او مهره ثابت شود و بدین ترتیب مانه و ژوتا وینگ‌های چپ و راست شوند و فیرمینو هم نقش شماره ۱۰ تیم را بر عهده بگیرد؛ همان نقشی که که در هوفنهایم بازی می‌کرد و فوق‌العاده هم بود. صلاح هم تک مهاجم تیم خواهد بود. این ترکیب بسیار ایده ال به نظر می رسد. حالت دوم این است که صلاح و مانه وینگر باشند و نقش شماره ۱۰ تیم به نبی کیتا یا بازیکن دیگری محول شود و فیرمینو هم به عنوان مهاجم نوک بازی کند. در هر دو حالت گفته شده، جای فابینیو و هندرسون می‌تواند عوض شود. باز هم تاکید می‌کنم چون هندرسون کاپیتان تیم است، بازی نکردن و فیکس نبودن او تعجب‌بر‌انگیز خواهد بود. به هر حال سیستم ۳-۳-۴ که کلوپ همواره در دوران حضورش در لیورپول از ان استفاده می کرد، انگار تاریخ مصرفش با ورود تیاگو تمام می‌شود و شروع دوران جدیدی را باید متصور بود.

جمع‌بندی

دورنمای انتقال تیاگو آلکانتارا به مرسی‌ساید برای هواداران لیورپول رویایی به نظر می‌رسد. او که با سال‌ها درخشش در دو تیم بارسلونا و بایرن مونیخ خود را به عنوان یکی از بهترین هافبک‌های نسل خود اثبات کرده، قصد تجربه‌ی چالش جدیدی را در انگلیس دارد. تنها نگرانی‌ای که بابت وارد شدن تیاگو به ترکیب لیورپول وجود دارد، این است که هماهنگی شکل گرفته میان آنچه که در سال‌های اخیر در آنفیلد در حال ساخته شدن بود را بر هم می‌زند و این یک تغییر بزرگ در باشگاه محسوب می‌شود. نکته‌ی پایانی هم این که جالب است بدانید یورگن کلوپ از زمان آمدنش به لیورپول هیچ وقت بازیکن بالای ۲۶ سال به بالا را جذب نکرده است، جز در دو مورد. مورد اول مربوط به رگنار کلاوان است که کلوپ مجبور شد او را موقتا جذب کند تا در آن برهه دفاع تیم کامل شود. مورد بعدی تیاگو آلکانترا است و این نشان می دهد که چه قدر بازیکن درخشانی است که کلوپ به خاطرش حاضر شد تا دیدگاهش را عوض کند. اما هر چه که باشد حالا لیورپول یکی از ۵ هافبک برتر دنیای فوتبال را مال خود کرده است و می تواند فوتبالِ حتی زیباتری را به نمایش بگذارد.

 

*** در این مقاله از داده‌ها و تصاویر آماری وبسایت‌های inbetweenthepost و ststszone و stratified football و اکانت‌های توییتر ۱۱tegen11 و topimpacat و robinwilhelmus استفاده شده است.

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنالیز
بررسی خرید جدید لیورپول و خط هافبک قرمزها
تیاگو آلکانتارا دو ناسیمنتو

باشگاه دانشجویان فوتبال

studentofthegame.club